پاکین هدا نام و شبوه چو پلانی شیر دروشمین چمگانی هار دراهبات سلام چه مهر وپا رنگ پیمین بهار یات کن که گوست آزمانگ که منی تئی دپ هبر مان بندی جاهانی کند پوس ات انت هبر الم بکن هک و راستی الم بگوش هر کسی زبان گون یات به دی که چون انسانیت دروپشناکین دروشم دیم رنگانی سیمسران هیچ بزانت و مانائی نیست انت (هوش کن)نه تپاکی و نه برابری ان دیم په برابری و یکجهتی بیار ترا هم آسر مان راج دپترانی رند پدی هست انت بیا الهان کن وتی لوتا که بید چه جار دگه هیچ راهی نه انت سلامی چو بوی گل وچشمه سار زرنگ محبت ز جنس بهار بیاموز که گذشت آن زمانها که کلام کنج زندان دهان من وتو می پوسید حرف را باید زد حق را باید گفت به زبان همه کس و بیاموز که چطور بر رخ اطلس انسانیت رنگها بی مفهوم مرزها بی معنی است آگاه باش که نا مساوی ها را به تساوی بکشی آخر تو هم در تاریخ جای پایی داری بیا فریاد کن خواسته ات را که به جز فریاد راهی دیگر نیست !
(لیست پیوند ها به معنای تایید محتوای آنها نیست!) ( بانوکانی توار نشریه ای کاملاَ اجتماعی فرهنگی است و مخالف هیچگونه سیستم و نظامی نمی باشد) (بانوکانی توار دریچه ای کوچک است برای انعکاس خبرها و آگاهی بخشی عموم خصوصاَ زنان )
در اروپا از قرن 17 به بعد به نام حقوق بشر زمزمههائی آغاز شد. نویسندگان و متفکران قرن 17 و 18 افکار خود را درباره حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر با پشتکار عجیبی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این دسته از متفکران و نویسندگانند.
اولین نتیجه عملی که از نشر افکار طرفداران حقوق طبیعی بشر حاصل شد این بود که در انگلستان یک کشمکش طولانی میان هیئت حاکمه و ملت بوجود آمد. ملت موفق شد در سال 1688 میلادی پارهای از حقوق اجتماعی و سیاسی خود را طبق یک اعلام نامه حقوق پیشنهاد کنند و مسترد دارند.
نتیجه علمی بارز دیگر شیوع این افکار در جنگهای استقلال آمریکا علیه انگلستان ظاهر شد. سیزده مستعمره انگلستان در امریکای شمالی در اثر فشار و تحمیلات زیادی که بر آنها وارد میشد سر به طغیان و عصیان بلند کردند و بالاخره استقلال خویش را بدست آوردند.
در سال 1776 میلادی کنگرهای در فیلادلفیا تشکیل شد که استقلال عمومی را اعلان و اعلامیهای در این زمینه منتشر کرد و در مقدمه آن چنین نوشت: " ''جمیع افراد بشر در خلقت یکسانند و خالق به هر فردی حقوق ثابت و لا یتغیری تفویض فرموده است. مثل حق حیات و حق آزادی، و علت غائی تشکیل حکومتها حفظ حقوق مزبور است و قوه حکومت و نفوذ کلمه او منوط برضایت ملت خواهد بود.
اما آنچه به نام اعلامیه حقوق بشر در جهان معروف شد آن چیزی است که پس از انقلاب کبیر فرانسه به نام اعلان حقوق منتشر شد. این اعلامیه عبارت است از یک سلسله اصول کلی که در آغاز قانون اساسی فرانسه قید شده و جزء لا ینفک قانون اساسی فرانسه محسوب میشود. این اعلامیه مشتمل است بر یک مقدمه و هفده ماده. ماده اول آن این است: " ''افراد بشر آزاد متولد شده و مادام العمر آزاد مانده و در حقوق با یکدیگر مساویند.''"
در قرن 19 تحولات و افکار تازهای در زمینه حقوق بشری در مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رخ داد که منتهی به ظهور سوسیالیسم و لزوم تخصیص منافع به طبقات زحمتکش و انتقال حکومت از دست سرمایهدار به دست کارگر گردید.