تبليغاتX
بانوکانی توار : آوای زنان
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
میهمانان وبلاگ:
میهمان حاظر وبلاگ:


بانوکانی توار : آوای زنان








21 زن و دختر قزويني به دليل بدحجابي دستگير شدند
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:25  توسط نارویی  | 


واکنش کمیسر حقوق بشر سازمان ملل در رابطه با سنگسار در ایران 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:17  توسط نارویی  | 


نگاهی به مشکلات اقشار آسیب پذیر جامعه به ویژه کودکان

چهار پنج ساله است تا آدامسی از اونخری رهایت نمی کند ،پنج شش ساله است فال می فروشد ،هفت هشت ساله است دعا می فروشد،هشت نه ساله است شیشه خودرو ها را پاک می کند ،دعواهایشان مثل تمام کودکان هم سن و سالشان بر سر یک دانه شکلات و یا یک اسباب بازی زیبا که در ویترین مغازه دیده اند ، نیست دعواهایشان سر مساله مهمتری مثل پول است ، سر یک لقمه نان ، سر معاش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

. عده ای معتقدند که برای تمیزی و زیبایی چهره شهر باید این نان آوران کوچک را از سطح شهر جمع کرده و درمراکز مخصوصی نگهداری کرد غافل از اینکه بر اساس بررسی های کارشناسان بیش از 80 درصد این کودکان دارای خانواده هستند خانواده هایی که برای امرار معاش و گذران زندگی ، کودکان خود را به کار در خیابانها وادار می کنند.

کودکان کار خیابانی، کسانی هستند که بیشترین ساعات زندگی و گاه تمام آن را در کوچه و خیابان می گذرانند و علیرغم داشتن خانه و خانواده از کوچکترین و ابتدایی ترین حقوق انسانی خود که همان حق آموزش و تحصیل است ، محروم مانده اند وبه جای آن، والدین این کودکان هر روز صبح به جای روانه کردن آنها به مدرسه ،بسته آدامس و یا کاسه تکدی را به دستشان می دهند و در دامن خطرات بی انتهای خیابان رهایشان می کنند....

در دنیای امروز که فقر و محرومیت حتی از کشورهای در حال توسعه نیز در حال رخت بر بستن است اما همچنان این معضل به عنوان یک مشکل اساسی در کشور ما پا برجاست.

با وجود اقدامات بسیار در راستای ریشه کنی فقر و محرومیت در کشور و به خصوص روستاهها اما همچنان فقر و محرومیت را می توان در بطن جامعه احساس کرد.

علاوه بر افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی ، بسیاری از نیازمندان نیز هستند که در جامعه با مشکلات فراوان رها شده و تحت پوشش هیچ نهادی نیستند و این امر مشکلات آنان را دو چندان کرده است.

از سوی دیگر باید عنوان کرد ، گرچه فقر و محرومیت عده خاصی را در جامعه هدف قرار داده اما نباید فراموش کرد که با افزایش تورم که هر ساله با آن مواجه هستیم اغلب مردم ضربه خورده و در تامین معیشت خود با مشکل مواجه خواهند شد.

بررسی ها نشان می دهد مستمری بگیران و مددجویان بیشترین اقشار محروم کشور محسوب می شوند و آنچه مسلم است در اولویت توجه و مساعدت قرار دارند اما کمک های حمایتی که تا امروز در اختیار این قشر قرار گرفته نتوانسته جوابگوی نیازها و مشکلات مادی آنان باشد و این در حالی است که هر ساله با افزایش نرخ تورم در جامعه وضعیت این قشر وخیم تر می شود.

از سوی دیگر عدم شناسایی کامل نیازمندان واقعی باعث شده تا دستگاههای مربوطه در ارائه خدمات با مشکلات بسیاری مواجه باشند و در نهایت این امر باعث خواهد شد که احساس نارضایتی از بی توجهی مسئولان در بین قشر محروم جامعه شکل گیرد.

آنچه مسلم است ایجاد بانک اطلاعاتی اقشار نیازمند که بنا بود بسیار پیش از این در دستور کار قرار گیرد باعث خواهد شد تا امکان شناسایی تمامی اقشار نیازمند برای ارائه خدمات رفاهی یکسان فراهم شود.

.

یک جامعه شناس : فقر مقوله ای است که محدود به کشور ما نمی شود و عموما کشورهایی که از نظر سرمایه گذاری و اقتصادی چندان قوی حرکت نمی کنند وجود چنین معضلی را کاملا احساس می کنند.

وی معتقد است : به دنبال فقر و محرومیت آسیبهای اجتماعی نیز در جامعه شکل و گسترش پیدا خواهد کرد و با شرایط کنونی کارشناسان پیش بینی می کنند در سالهای آینده وضعیت وخیمئ تر خواهد شد .

از سوی دیگر یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز معتقد است: با توجه به نرخ تورم ، مستمری ها باید حداقل 15 در صد افزایش داشته باشد در غیر این صورت در سال جاری با افزایش تعداد نیازمندان و افراد زیر خط فقر و همچنین آسیبهای اجتماعی در جامعه مواجه خواهیم بود.

وی می گوید: در شرایط امروز 12 میلیون نفر در کشور جزء اقشار نیازمند محسوب می شوند و این در حالی است که 6 میلیون نفر از این افراد زیر خط فقر تحت پوشش هیچ نهاد و ارگان حمایتی نیستند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر 2 میلیون نفر در کشور "زیر خط فقر خشن" زندگی می کنند ، می گوید: 2 میلیون نفر در حال حاضر به نان شب خود محتاج هستند و نیازمند مساعدت دولت عدالت محور هستند.

وی می گوید: امیدواریم با توجه به تاکیدات دولت عدالت محور در راستای فقر زدایی از کشور و ایجاد عدالت اجتماعی حرکتی جدی برای محرومیت زادیی اقشار نیازمند و زیر خط فقر و همچنین ایجاد عدالت میان افراد غنی و فقیر جامعه صورت گیرد .

وی معتقد است: یارانه ای که یک فرد ثروتمند در جامعه می گیرد بسیار بیشتر از یارانه ای است که فرد نیازمند می گیرد در حالی که دولت باید با برنامه ریزی جدی به دنبال فکر اساسی برای دهک های پایین جامعه باشد تا بتوانند از امکانات رفاهی و حمایت کافی برخوردار شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:15  توسط نارویی  | 


حق‌خواهی شیرین عبادی • نظری به زندگی و مبارزات او به مناسبت ۶۰ سالگی‌اش

شیرین عبادی 
 

شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۰۳ در روز پنجشنبه (۲۱ ژوئن) ۶۰ ساله شد. چهار سال پیش که شیرین عبادی جایزه نوبل صلح را در اسلو دریافت کرد و سپس به وطنش ایران بازگشت، فعالان حقوق مدنی در ایران با شادی فراوان به استقبالش شتافتند، اما بسیاری از سیاستمداران ایران کوشیدند تا در گفته‌هایشان از ارزش جایزه‌ بین‌المللی‌ای که او دریافت کرده بود بکاهند. در این میان اما شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد اهدای جایزه نوبل صلح به این زن مبارز ایرانی موجب تقویت رشد جنبش دمکراتیک و تسهیل افشای نقض حقوق بشر در ایران شده است.

کیواندخت قهاری مروری کرده است بر زندگی و مبارزات و اندیشه‌های شیرین عبادی به مناسبت ۶۰ سالگی او:

 

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبلBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:   شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل
شیرین عبادی نماینده آن گروه از زنان ایرانی تحصیل‌کرده‌ای است که طعم تلخ تبعیض را چشیده‌اند و درد و رنج ناشی از آن را به نیرویی برای مبارزه با تبعیض تبدیل کرده‌اند.

تحصیل حقوق

شیرین عبادی ۶۰ سال پیش در همدان به دنیا آمد و در تهران بزرگ شد. پدرش حقوقدان بود و با نوع تربیت خود توانسته بود به  فرزندانش حس برابری میان دختر و پسر را منتقل کند. خانم عبادی در این باره می‌گوید:
«مهمترین چیزی که من از خانواده‌ام یاد گرفتم برابری حقوق زن و مرد بود. ما سه خواهر بودیم و یک برادر. در زمان ما پسر به هرحال اهمیت بیشتری از اولاد دختر داشت. اما رفتار پدر و مادر من، خصوصا پدرم، طوری بود که کوچکترین امتیازی به مناسبت پسربودن برای برادرم قائل نمی‌شدند.»

شیرین عبادی به تحصیل حقوق پرداخت. او قاضی‌ای جوان و موفق بود. دکتر عبدالکریم لاهیجی، بنیانگذار “جمعیت دفاع از حقوق بشر ایران“، نخستین سازمان حقوق بشر ایران، که در آن هنگام وکیل بود آن سالها را به خاطر می‌آورد:دکتر عبدالکریم لاهیجیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دکتر عبدالکریم لاهیجی
«شیرین عبادی جزو دومین گروه زنهایی بود که به عنوان قاضی وارد دادگستری ایران شدند در نخستین سالهای دهه پنجاه و این تحولی بزرگ برای دادگستری و بویژه نسل ما بود. چیزی که در مورد شیرین فوق‌العاده حائز اهمیت و توجه بود تسلط او بود موقعی که تصدی یک دادگاه را داشت. اولین زنی بود که رییس دادگاه شهرستان تهران شد. پست مهمی بود برای یک قاضی جوان. و این تسلط که می‌گویم هم تسلط حقوقی و فنی بود از نظر اداره دادگاه و هم شخصیت و ابهتی که شیرین داشت.»

حقوق پس از انقلاب

اما با انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ قوانین اسلامی جاری گشتند  و از جمله شغل قضاوت برای زنان ممنوع شد. برای شیرین عبادی تبعیضی که با قوانین به زنان روا داشته می‌شد به معنای پایمال شدن ارزشهای خانوادگی‌ای بود که به آن اعتقاد داشت:
«من با این روحیه بزرگ شده بودم  که زن و مرد با همدیگر برابرند و در اجتماع هم بعنوان قاضی مورد قبول جامعه قرار گرفته بودم. در هیچ موردی من به این مسئله برنخوردم که چون زن هستم، رأی من ممکن است بدتر از مردها باشد. تا اینکه انقلاب شد و قانون مجازات اسلامی را تصویب کردند. من در قانون خواندم که من اگر قتلی (بکنم) ارزش من درست نصف ارزش مرد است. تاثیر این قانون که کلیه‌ باورهای کودکی و جوانی من را باطل می‌کرد ضربه‌ی بزرگی بود و من در آنجا فکر کردم که من موجودیت انسانی‌ام را از دست دادم.»

حاصل آن بود که عبادی پس از گذراندن دوره‌ای دشوار از خانه‌نشینی، چیزی که بسیاری از زنان شاغل در رشته‌های گوناگون پس از انقلاب تجربه کردند، عزم جزم کرد و با روحیه‌ای مصمم به مبارزه پرداخت، در شرایط آن روزگار ایران “طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان“ نوعی ناسزای سیاسی بود.  مبارزه عبادی  در ابتدا در عرصه حقوق کودک میسر بود:
«در آن زمان صحبت از حقوق بشر در ایران مانند این بود که شما یک نارنجک دست بگیرید و به خیابان بروید. من هنوز روزنامه‌هایی را دارم از دست راستی‌ها که وقتی می‌خواستند به من فحش بدهند‌، می‌گفتند طرفدار حقوق بشر، ای لیبرال، ای فمینیست. اینها زمانی بعنوان فحش در کشور ما به‌کار می‌برد. همدیگر را که می‌خواستند فحش بدهند، می‌گفتند فمینیست است. گفتن اینکه من فمینیست هستم یا طرفدار حقوق بشر، مسئله‌ی راحتی نبود. بنابراین من آمدم کارم را از جای دیگری شروع کردم، از حقوق کودک. وقتی راجع به کودکان صحبت می‌کنیم و حقوقی که آنها دارند، حساسیت جامعه‌ی پدرسالار کمتر جلب می‌شود. ضمن اینکه در قالب حقوق کودک کلیه‌ی مسایل حقوق بشری هم قابل طرح است.»

حقوق کودکان

شیرین عبادیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شیرین عبادینسرین ستوده، وکیل دادگستری که هم اکنون بخصوص در زمینه لغو مجازات اعدام برای نوجوانان تلاش می‌کند، از آغاز شاهد تلاش عبادی برای مطرح کردن بحث حقوق کودکان و تاسیس انجمن حمایت از حقوق کودکان بوده است، انجمنی که هم اکنون بیش از پانصد عضو دارد. خانم ستوده همچنین می‌داند که شیرین عبادی در آن سالها که جنبش حقوق زن در ایران رشد نیافته بود، به این موضوع می‌پرداخت:
«یادم هست که در اولین جلسه‌ای که به دیدن ایشان رفته بودم سال ۷۰ بود.هنوز بحث حقوق زنان در ایران خیلی به‌اصطلاح پا نگرفته بود، حتا بحث روز جهانی زن با عنوان ۸ مارس هم خیلی مورد توجه قرار نمیگرفت. من خاطرم هست که به هر کتابفروشی میرفتم و کتاب مربوط به حقوق زنان میخواستم، میگفتند حالا شما اول تکلیف حقوق مردان را روشن کنید، بعد به حقوق زنان هم میرسیم. خاطرم هست همان اولین جلسه‌‌ای که رفته بودم پیش ایشان گفتم، من خیلی دنبال کتاب میگردم. در کمدش را باز کرد، دیدم یک عالمه کتاب مربوط به حقوق زنان قدیمی، جدید و جزو آنها کتاب سیمون دوبوار یادم هست جزو اولین کتابهاییست که هر فمینیستی آن را مطالعه میکند و کتابهای فارسی بسیاری که واقعا توی آن شرایط یک دریچه‌ی خیلی بزرگی بود برای من. وقتی یک موضوعی در جامعه به اصطلاح مد نیست، یک افراد خاصی با انگیزه‌های خاصی دنبالش میروند.»

 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 13:19  توسط نارویی  |