تبليغاتX
بانوکانی توار : آوای زنان
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
میهمانان وبلاگ:
میهمان حاظر وبلاگ:


بانوکانی توار : آوای زنان








زنان بلوچ و تنظیم خانواده

برنامه های تنظیم خانواده عاملی موثر در کاهش باروری می باشد لیکن پذیرش تنظیم خانواده در مقیاس وسیع خود به شرایط  اقتصادی ، اجتماعی ، سیاست های  جمعیتی، فرهنگ مردم و... وابسته است کشورهای صنعتی با قرارگرفتن در شرایت خاص یعنی تغییرات سریع فرهنگی در دست داشتن عوامل تکنولوژیک  اشتغال زنان، سهیم شدن زنان درتصمیم گیری های مربوط به زنا شویی و تعداد فرزندان و... در سطح پایین از باروری قرار گرفته اند در حالیکه  کشور های رو به توسعه  جهان سوم  مثل کشور ایران و در مناطقی ازآن مثل بلوچستان و...با میزان بی سوادی بالا.،ازدواج  در سنین  پایین  نداشتن ابزار و وسایل پیشگیری از حاملگی  در حد مطلوب وجود آداب  و رسوم  و تسلط سنت ها و نظایر آن از باروری و رشد جمعیت بالا تری در مقایسه با کشور های صنعتی و پیشرفته بر خوردارند امروزه تنظیم  خانواده  به عنوان  یک اصل اساسی  در زندگی افراد   بشری  در نظر گرفته می شود ازآنجا که  تنظیم  خانواده  جز مهمی از  مراقبت های  بهداشتی اولیه  و بهداشت کودک محسوب می گردد به همین جهت به ندرت می توان کشوری را یافت که در برنامه ریزی میان مدت و دراز مدت و حتی کوتاه مدت سیاست جمعیتی ویژه ای را طراحی نکرده باشد . زیرا  افزایش نرخ رشد جمعیت بدون تناسب منطقی با نرخ رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی عامل بازدارنده مهمی در برابر سلامت و بهداشت افراد جامعه به ویژه سلامت و بقاء مادران و کودکان و همچنین سدی سر راه توسعه اقتصادی –اجتماعی است .در جوامعی که میزان باروری بالا است زنان ناگزیر حاملگی های مکررو با فواصل کوتاهی دارند در چنین وضعیتی میزان عوارض حاملگی بالا،میزان مرگ ومیر نوزادان زیاد ،فقر غذایی شایع و رشد عقلی و جسمی کودکان اغلبل غیر عادی است .مادران نه تنها از عوارض و بیماری های دوران بارداری و زایمان در رنج هستند بلکه در مقابل عوارض و حوادث عمومی نیز مقاومت کمتری دارند به دلیل در گیری دائم آنها از اطفال متعدد آن هم در شرایطی مناسب کمتر فرصتی به دست می آورند که از خدمات بهداشتی –درمانی ،اگر هم وجود داشته باشد استفاده نمایند .معمولاً مادرانی که کمتر از 20سال و یا بیش از 35 سال داشته باشند به هنگام بارداری بلیشتر از سایر زنان در معرض خطر مرگ هستند زیرا الگوی خطر مربوط به عوارض بارداری و زایمان در بسیاری از کشورها کم وبیش یکسان بوده و بلیشترین خطر مرگ درسنین کمتر از 20 که متاسفانه در بیشتر نقاط بلوچستان شاهدش هستیم !و سنین بالاتر از 35 سال گزارش گردیده است .حاملگی های مکرر و با فواصل کوتاه خطر سقط و نارس بودن طفل را افزایش می دهند علاوه بر این وقتی شیر مادر تنها غذای طفل باشد وقوع بارداری مجدد با فاصله ی کوتاه از زایمان پیشین، استفاده طفل از شیر مادررا محدود می کند و وی را مستعد ابتلا به بیماری های واگیر دار و سوءتغذیه می سازد بر اساس تحقیقات سازمان جهانی بهداشت سالانه قریب 300هزار مادر بر اثر سقط های غیر قانونی جان خود را از دست داده اند و سلامتی عده بی شماری نیز مورد تهدید قرار می گیرد که هر گاه زوج ها برنامه های تنظیم خانواده را رعایت نموده و به وسایل پیشگیری از حاملگی دسترسی داشته باشند و مهم تر از آن در جامعه استفاده از آن فرهنگ سازی شود و همه از لحاظ علمی وبا کنار گذاشتن عقاید سنتی آن رابه کار برند شاید دیگر نیازی به سقط های پنهانی و یا خطر سلامتی برای خود شخص نباشد .بررسی ها نشان داده که با افزایش بعد خانوار سرانه مواد غذایی در خانوار کمتر شده و در نتیجه کمبود های غذایی و سوءتغذیه شایع می گردد سوءتغذیه گر چه مستقیماً موجب مرگ ومیر نمی شود اما باعث ابتلاء اطفال به بیماری های عفونی گردیده و مرگ ومیر ناشی از این بیماری ها را افزایش می دهد .در جوامعی مثل بلوچستان و...با باروری و رشد زیاد جمعیت که تعداد افراد کمتر از 15 سال در آن چشمگیر وقابل ملاحظه است بیشترین نیاز بهداشتی، مراقبت از مادران و کودکان است  از این رو نسبت بالاتری از پزشک به جمعیت تخت بیمارستانی و دیگر خدمات درمانی  مورد نیاز را می طلبد تاثیرات مثبت تنظیم خانواده و فاصله گذاری مناسب در سلامت و بقای مادران و کودکان آنان به روشنی معلوم می گردد زیرا والدین با توجه به این مهم و رعایت آنها می توانند وقت کافی برای هر فرزند صرف نمایند و فرزندان آنها می توانند از غذا ،لباس،آسایش،رفاه و مراقبت کافی بر خوردار باشند.                                                                                                                                         
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 23:20  توسط نارویی  | 


دوستان عزیز و بزرگوارم سلام

از استقبال گرم شما نسبت به پست قبلی (ازدواج و عدم ثبت آن یکی دیگر از مشکلات زنان بلوچ)بی نهایت سپاسگزارم با توجه به نظرات متعدد و متفاوت برآن شدم تا برای روشن شدن اذهان و رفع سو،تفاهمات با توجه به پیشنهاد برادر عزیزم آقای عبد الخالق بارانزهی مدیریت محترم وبلاگ صبح سراوان ادامه این بحث را در صورت تمایل دوستان به صورت یک کنفرانس اینترنتی در یکی از اتاق های مجازی برگزار نماییم

با تشکر و سپاس از همراهی شما عزیزان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 11:38  توسط نارویی  | 


مسئله از دواج  و عدم ثبت آن یکی دیگر از مشکلات زنان بلوچ 

زندگی مشترک یعنی آغاز یک تعهد ،تعهدی که مرد وزن  در آن به یک اندازه نسبت به حق و حقوق یکدیگر احساس مسئولیت کنند متاسفانه مشکلی که در بین بعضی از زوج های بلوچ وجود دارد و اکثر خانواده ها و بعضی از مردان بلوچ هم آن را جدی نمی گیرند مسئله ازدواج و عدم ثبت محضری و در واقع رسمی نمودن عقد با تمام شرایط و ضوابط می باشد سوال اینجاست که چرا بعضی از مردان بلوچ از انجام این کار طفره می روند از کاری که فقط باعث استحکام پایه های زندگی مشترک زناشویی می شود و عدم انجام این کار هم به این مفهوم است که آن زنی را که به همسری انتخاب کرده اند برایشان بی ارزش است و این طور تصور می شود که زندگی شان موقتی است و یا حد اقل زن در طول زندگی اش این دغدغه را دارد که به وی اهمیتی داده نشده است و با کوچک ترین مشکل زن از جانب مرد ممکن است طرد شود و یا تنها بماند چرا که مرد هیچ مانع قانونی در برابر کم لطفی های خود نمی بیند و هر طور که دلش خواست بر خورد می  کند و در واقع آن چهار چوبی  که او را پای بند به زندگی  زناشویی نگه داردرا  نمی بیند  متاسفانه این مشکل باعث رنج بسیاری از زنان بلوچ می باشد که افسردگی و جنجال روحی را و احساس خطر را برایشان به وجود آورده و اعتماد که مهم ترین معیار برای طرفین در ادامه زندگی مشترک است را از آنان سلب نموده  امیدوارم کمی عاقلانه تر به حل این مسائل پرداخته شود و واقع  بینانه تر عمل شود . گذشته از آن ازدواج آنقدر فرخنده و میمون است که باید برای آن اهمیت قائل شد و هر زن ومردی که با هم پیوند زناشویی می بندند باید نامشان درشناسنامه دیگری به ثبت برسد مسئله دیگر در این رابطه مسئله حقوقی این قضیه می باشد که بیشتر زنان را در مواقع جدایی وطلاق با چالش مواجه می کند و حقوقشان پایمال و حقشان تضییع می گردد چرا که پی گیری های  حقوقی برای آنها سخت می شود و مشکلات عدیده ای را به بار می آورد . به نظر در زندگی زناشویی مهم ترین هدیه ای که هر مردی می تواند به همسرش بدهد احساس آرامش و امنیت خاطر است و در صورتیکه با ثبت ازدواج  یک عمر می توان به همسر خود آرامش و امنیت خاطر داد چه دلیل دارد که این کار انجام نشود؟ امروزه مرسوم است که برای ازدواج  خانواده ها پیش شرط هایی را مطرح می نمایند که گاها بسیاری از آنها غیر منطقی می باشد  و چه خوب و به جاست که این مسئله معقولانه نیز همراه دادن حق طلاق به خانم ها  جز آن پیش شرط ها باشد از آنجا که مشکلات خانوادگی از این قبیل جامعه را نیز با خود در گیر می نماید نیاز است تا به این  مسئله به دو شکل پرداخته شود :هم توجه جدی خانواده ها وهم اجتماع  چرا که عواقب منفی اینگونه معضلات و مشکلات فرا تر از خانواده ها  را در بر می گیرد به همین خاطر انجمن جوانان صدای عدالت تنها سازمان مردمی و غیر دولتی می باشد که با در ک این موضوع  در جهت تلاش برای رفع این دغدغه و یا حد اقل تعدیل و ممانعت از گسترش آن می باشد و به همین خاطر کمیسیون بانوان انجمن با استفاده و بهره گیری از مشاورین مجرب حقوقی آمادگی کامل خویش را برای راهنمایی ها و مشاوره های لازم در این باره اعلام می دارد . امید است که با تلاش ها ی خود بتوانیم آرامش و امنیت خاطر را به خانواده ها هدیه نماییم              

برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با ارائه مشاوره درزمانهای معین در هفته  از طریق پست الکترونیک وبلاگ  با ما در تماس باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 0:22  توسط نارویی  | 


نسخه ای خواندنی برای مادران و پدران نسل جدید بلوچ

اخیرا در بعضی از خانواده های بلوچ و به قول معروف امروزی !شاهد مرگ زبان بلوچی که در واقع هویت ملی بلوچ می باشد هستیم متاسفانه بعضی خانواده ها به جای صحبت به زبان مادری با فرزندان خود به اشتباه زبان دیگری را جایگزین کرده اند که اگر به همین صورت پیش روند دیگر به جز نام بلوچ چیزی ازهویت و اصالتش برای نسل های دیگر باقی نمی گزارند کاش بدانید که بلوچ با زبان که در واقع هویت و اصالت ملتش است زنده می ماند

بلوچی منی و تئی شهدین زبان انت بلوچی اصل پرهنگ و دوام انت بلوچان گون بلوچی آشکار انت بلوچان بی بلوچی زیان و گار انت!!

از قرن نوزدهم میلادی به این سوی دانشمندان علوم اجتماعی به ویژه زبانشناسان غالبا زبان را (ارگانسیم) یا موجودی زنده می دانند که پس از زایش و پشت سر گذاشتندوران طفولیت به رشد و بالندگی میرسد و ممکن است که بنا به دلایلی یا در روندی از زوال تدریجی رو به خاموشی رود و زبان دیگری جانشین آن شود .از این فرایند با عنوان (تعویض)یا(تغییرزبان) یاد می شود تغییر زبان حالتی است که افراد جامعه ای دوزبانه یا چند زبانه از زبان بومی خود به نفع دیگری دست بکشند .که گاه از آن به عنوان مرگ زبان یاد می شود اصطلاح مرگ زبان به ویژه زمانی به کار میرود که اعضای آن جامعه زبانی تنها گویشگران آن زبان در دنیا باشند .بدیهی است که مرگ هر زبان با مرگ اخرین گویشگر ان زبان محقق می شود زبانشناسان اصطلاحات دیگری برای این پدیده ذکر می کنند که از جمله آنها می توان به حذف( زبان)و (انقراض)اشاره کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 16:32  توسط نارویی  |