تبليغاتX
بانوکانی توار : آوای زنان
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
میهمانان وبلاگ:
میهمان حاظر وبلاگ:


بانوکانی توار : آوای زنان









راهروهاي تاريك و سرد مترو بهترين محل براي كار است. غرفه‌هاي كوچك پيراشكي، انواع كباب و حتي لوازم آرايش تنها مكان‌هاي ساده و پرباري هستند كه زنان ارمني را در خود جاي داده‌اند. اين زنان در ايروان پايتخت ارمنستان حاضرند در يك غرفهء تنگ با عنوان مغازه ساعات زيادي را صرف پخت و پز و فروش كنند تايك خانواده اداره شود. اگر وقت بگذاريد و در اين راهروهاي پيچ در پيچ بچرخيد، متوجه مي‌شويد كه كمتر مردي در كنار آن‌ها كباب باد مي‌زند يا با مشتري سروكله مي‌زند. «جاي مردان اين‌جا نيست. آن‌ها فقط به سمت رييس و در نهايت كارمند رضايت مي‌دهند.» اين را دختر دانشجوي ارمني مي‌گويد كه در يك خانوادهء فرهنگي بزرگ شده. او در دانشگاه زبان انگليسي مي‌خواند و عصرها يك كافي‌نت را اداره مي‌كند. از ديد او مردان ارمنستان حاضر نيستند شستن ظرف در يك رستوران را حرفهء خود بدانند! كنار مغازهء كوچك زني كه در يكي از ايستگاه‌هاي مترو روزنامه مي‌فروشد، مردي ايستاده كه روي شيشهء مغازه‌اش نوشته: «صرافي»... او از معدود مرداني است كه در اين راهرو هم‌پاي زنان كار مي‌كند. درواقع در گوشه و كنار اين شهر، حتي در فروشگاه يا مغازه‌هاي كوچك فقط مردان هستند كه در اين نوع غرفه‌ها ايستاده‌اند، دست‌هايشان به سرعت پول را مي‌شمرد و اسكناس‌ها را عوض مي‌كند. سال‌هاست كه چشم اين مردان به جايگزيني درام و دلار (هرچند كم) عادت كرده است; اما اين نگاه كمتر به تغيير يا افزايش فعاليت تبديل شده است. زن ميانسالي كه از طريق نظافت يك خياط خانه روزگار مي‌گذراند، پسري دارد كه كنار همان خياط‌خانه باجهء كوچك صرافي را اداره مي‌كند. شبيه بسياري از همكاران هم‌جنس خود! راحت مي‌توان با زنان و مردان اين كشور ارتباط برقرار كرد. تنها مانع اين ارتباط زبان است. تعداد بسيار كمي از اين جمعيت زبان انگليسي را در كنار روسي ياد گرفته‌اند. با اين همه اگر در ميني‌بوس يا اتوبوس‌هاي اين شهر بنشينيد، دختران و پسران جوان كمكتان مي‌كنند تا بتوانيد در مورد بسياري از مسايل مبهم و سؤال‌هايتان، به جواب برسيد. دختر جواني كه كارمند يك ادارهء كوچك در مركز شهر است در مورد شرايط كار زنان مي‌گويد: «زنان ارمني حاضرند تن به هر كاري بدهند تا كم‌كاري يا بيكاري همسرانشان را جبران كنند. براي همين تا نيمه شب دست‌فروشي مي‌كنند يا در كافه و رستوران‌هاي بزرگ و كوچك كار مي‌كنند. زنان نسل جديد اما مي‌توانند فعاليت‌هاي اداري را با اعتماد به نفس بالاتري به عهده بگيرند.» دختر جوان مي‌گويد: «زن‌هاي ارمن با حقوقشان آشنا نيستند. حتي NGO يا تجمع‌هاي كوچك زنانه هم كاربردي ندارند. چون وضعيت اجتماعي و اقتصادي زنان اصلائ روشن نيست.» به گفتهء او بسياري از مردم اين كشور قبول كرده‌اند كه زندگي همين است. مردان راحت و آزاد با ته‌ماندهء روش كمونيستي سابق در ذهن بزرگ مي‌شوند و با كمترين تلاش براي امرار معاش، روزها را سپري مي‌كنند و زنان وظيفهء نان‌آوري و تحمل سختي كار را به عهده دارند. اگر نيمه‌شب‌هاي ايروان را در ميدان‌هاي معروف شهر ايروان بچرخيد چهره‌هاي خستهء زناني را مي‌بينيد كه با نااميدي از حضور مشتري در دكه‌هاي كوچك نشسته‌اند. همين چهره‌ها درست زمان طلوع خورشيد، سر كار حاضرند.



 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:16  توسط نارویی  | 


 


به نام خدا

بیانیه کمیسیون با نوان انجمن جوانان صدای عدالت

خطاب به گردانندگان و مسئولین سایت کانون زنان ایران

دفاع از حقوق زنان همواره به درازای طول تاریخ با چالش و فراز و فرودهایی مواجه بوده است و اینکه تاریخ ایران تاریخی مرد سالار بوده است

نیز جای شگفتی و تعجب نیست چرا که این مسئله وجود دارد  اما آنچه که موجب ناراحتی زنان بلوچ قرار گرفته بر اثر ظلم های فراوان دولت و مردانشان

 فقط نیست بلکه اینبار زنان نیز ما را مورد بی مهری قرار دادند زنانی که همجنس ما هستند وما انتظار واقع نگری بیشتری از آنها داریم در 17 اسفند

ماه سال 84 که روز جهانی زن بود بیشتر زنان کشورمان 8 مارس را در سکوت بسر بردند اما این زنان به اصطلاح  همیشه خاموش بلوچ در این روزفریاد

بر آوردند و به بیان خواسته ها و مطالباتشان از خانواده-اجتماع و دولت پرداختند آری همایش نقش و جایگاه زنان در جامعه امروزی هر چند برای اولین بار

در زاهدان و برای دومین بار در سطح استان سیستان بلوچستان برگزار می گردید اما حرکتی منسجم و بزرگی بود که در آن صدها نفر از زنان زجردیده و

فریاد گران حق گو وعدالت طلب حضور داشتند و بدون هر گونه ترس وآرزمندی وبا صراحت تمام به بیان حقوقشان پرداختند این در حالی بود که اینبار در

 دیگر استانهای کشور و حتی درپایتخت زنان موفق به چنین کاری نشدند چنانکه ما تصورمی کردیم که 8 مارس 2006زاهدان پایتخت زنان ایران شده است

چرا که ما با شور وهمت واراده در کمال بردباری وپایداری واحترام پشت یک تریبون آزاد بی عدالتی های موجود در جامعه خویش را به چالش کشیدیم و در

نهایت شجاعانه خطاب به مسئولین وجامعه وخانواده ها بیانیه ای نیز صادر نمودیم ما خاموش نیستیم ما را خاموش می پندارید وما سکوت نکرده ایم و اگر

هم سکوتی بوده آن را جسورانه شکستیم پس سعی کنید فریاد رسای ما را هم بشنوید در حرکتهایتان و در بیانیه ها واطلاعیه ها که از زنان ایران می نویسید

بدانید که زنانی با هویت ایران اما بلوچ هم در این سرزمین وجود دارند که می توانند پا به پای شما به مبارزه بپردازند هر چند که در بعضی جا ها ممکن

است اگر به آنها توجه شود وبهایی داده شود و نادیده گرفته نشوند گامهای رو به جلویی را با شتاب بیشتری جهت رفع عقب ماندگی های گذشته بردارند .

اما سخن آخر اینکه ما مصرانه از شما می خواهیم که جهت اصلاح مطلب خود اقدام نمائید  چرا که ترس آن میرود که زنان خود به حقوقشان ظلم نمایند. چرا که شما در ابتدا از همبستگی سخن گفتید واز مشارکت ملی ولی در این میان فراموش کردید که نامی از زنان بلوچ هم ببرید.در حالی که معتقد هستید برای تقویت اتحاد ملی ایرانیان در مقطع کنونی

بایستی روحیه ی احترام به یکدیگر را بین اقوام ایرانی تقویت کرد و پیش نیاز تعمیق این احترام به رسمیت شناختن هویت یکدیگر است

مقالاتی که در ۸مارس ۲۰۰۶ توسط خانم مژگان نارویی ارائه شد به دین شرح است


زن این فرشته ی سعادت

به نام خداوند مهربان

زن این فرشته ی سعادت که تبسمش رنگ ظلمت زندگانی را زدوده ، شادی ها و زیبایی های زندگی را روح بخشیده و پرتوش حیات انسانی را روشن ساخته است اگر تیرگی اعصار و قرون زندگی اش را تیره و تار نموده است ،نمی شود که کوچکش شمرد و یا به فراموشی اش سپرد!

امروز روز جهانی مبارزه علیه ستم جنسی روز ایستادگی در برابر کسانی که با تکیه بر بعضی باورهای غلط حفاظ مستحکمی برای حاکمیت مرد سالاری بنا کرده اند و روز مبارزه برای دستیابی به حقوق عادلانه است گرچه در همین راستا تلاشهایی از سوی فعالان حقوق بشر انجام گرفته و اعلامیه جهانی حقوق بشر با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت وحقوق با هم برابرند در واقع تساوی زن ومرد را در برخورداری از حقوق وحیثیت یکسان به رسمییت شناخته است اما هنوز هم در بیشتر نقاط دنیا زنان طعم تلخ تبعیض جنسیتی را در فضاهای عمومی تجربه می کنند .خودسوزی وخودکشی زنان ،فرار از خانه فحشا،فساد و... شکلی از فرایندهائی هستند که سر آغازآن مرد سالاری وتبعیض ونابرابری بوده است امروز آمار زنانی که از تحمل درد و رنج و خشونت و آزارهای جنسی خود و کودکانشان به کام مرگ فرستاده شده اند افزایش یافته آمار دخترانی که به لحاظ آزارهای خانواده سنتی فقر.عدم آموزش .بی کاری .نبود امکانات کافی برای جوانان و اعتیاد پدر و آرزوی زندگی بهتر ویا زیستن بدون غم وترس به اشتباه به خیابانها پناه برده اند افزایش یافته آمار تعداد زنان مجرم دو برابر گشته پدیده ی حراج دختران وتجارت زنان به کشورهای مجاور از طریق مناطق مرزی گسترش یافته است وشمار زنانی که با فروش پیکرشان به دنبال آرزوهایشان سرگردان شده اند وهمچنین زنان سرپرست خانواری که برای سیر کردن شکم فرزندانشان به تحمل رنج ها ومصیبت ها ونیازهای حیوانی انواع واقسام مردان ناشناس تن داده اند افزون گشته رنج این زنان فریاد خاموش شرف انسانی است امروز در حقیقت روز مبارزه برای رفع این ستم ها و صدای رسای این فریادهاست اگر اصلاح این ناهنجاریها در جامعه جدی گرفته نشود توسعه فرهنگی اقتصادی علمی اجتماعی تحقق نخواهد یافت وایجاد فضائی امن و فارغ از دغدغه امکان پذیر نخواهد گشت تقسیم نا عادلانه ی ثروت های اجتماعی وعدم دسترسی زنان به منابع قدرت وثروت فقر را به دنبال دارد ودر واقع اولین قربانیان فقر همین زنان و کودکان معصوم هستند .یکی از بزرگترین و مهم ترین بی عدالتی های موجود در جوامع انسانی نابرابری نا عادلانه بین زنان ومردان و به عبارتی تبعیض جنسیتی است که در جامعه ما به خاطر برخی عوامل خصوصا وجود سنت دیرینه مرد سالاری این نا برابری به شکل مضاعفی سر بر آورده است .وجود تفاوت هایی که در ساختار طبیعی خلقت زن ومرد وجود دارد دلیل سلطه ورزی یک جنس بر جنس دیگر ویا برتری یکی بر دیگری نمی باشد

و این فقط یک تناسب است و باید آن را پذیرفت برابری زن و مرد در تمامی عرصه های زندگی وجامعه امر طبیعی و به حق است و نمی توان به آن خدشه ای وارد دانست بر اساس این طرز تفکر نباید مقرراتی وضع و احکامی مقرر و اجرا گردد که نشان دهنده ی نوعی امتیاز ویا برتری نگری مرد نسبت به زن باشد در این جا باید یادآور شد که تنها برابر شدن زنان با مردان در جامعه نقطه ی پایان و مطلوب نیست هنوز هزاران مشکل و معضل دیگر گریبانگیر زنان جامعه ماست به طور مثال همان طور که یک مرد کارگر روز مزد مورد تبعیض و بی عدالتی در سیستم سرمایه سالار قرار می گیرد یک زن کارگر در همان وضعیت به مراتب بیشتر دچار بی عدالتی می شود و فقط به این خاطر که زن هست و به خاطر جنسیتش اندک مزدی را که کارگر مرد می گیرد زن خیلی کمتر از آن را دریافت می کند ویا همچنین یک زن و دختر اقلییت قومی که در چارچوب کهنه و پوسیده ی سنتی اسیر است به مراتب شرایط، وضعیتش نسبت به زنان دیگر جامعه اسفناک تر است البته بعضی از زنان علاوه بر هویت زنانه ی خویش واجد هویت های متکثر دیگری هم می باشند به عنوان مثال زن بلوچ، زن کرد، زن ترکمن روستایی و زن کارگر و... این زنان علاوه براینکه به خاطر زن بودنشان مورد ظلم و ستم قرار میگیرند در هر کدام از این شرایط بخشی

از حقوقشان نادیده گرفته می شود و چندین برابر بیشتر از زنان دیگر مورد ظلم و تبعیض و بی عدالتی قرار می گیرند این موضوع به معنای نفی خواست های دیگر زنان نمی باشد بلکه تاکیدی است بر توجه بیشتر به همه ی اقشار جامعه

یعنی به همان اندازه که زنان سیاسی برای رسیدن به پست های مهم مثل ریاست جمهوری تلاش می کنند و خواسته شان به حق و طبیعی است و باید مورد توجه قرار بگیرد خواست یک زن روستایی و یا حاشیه نشین هم که می خواهد از حداقل بهداشت و حق زندگی سالم بر خوردار باشد باید در کانون توجه مسئولین قرار بگیرد

همه ی ما زنان خواسته هایی داریم می خواهیم جایگاه اجتماعی مان را حق انتخاب همسر ،حق تحصیل وشغل مان را و خلاصه نوع زندگی مان را با آگاهی و اختیار خود بر گزینیم . نمی خواهیم به صرف زن بودن اجبارهای گوناگون بر زندگی مان سایه افکند و به ما تحمیل شود نمی خواهیم چون زن هستیم از حق و حقوق کمتری بر خوردار باشیم نمی خواهیم با ما چون بردگان رفتار شود نمی خواهیم چون زورمان کم تراست مورد خشونت و تحقیر قرار بگیریم

بلکه می خواهیم در ذهن و زبان و زندگی روز مره (انسان)را جای گزین زن و مرد کنیم فقط به این دلیل ساده که انسانیم

در یک کلام می خواهیم نظامی را که عده ای در آن فرو دست و عده ای در آن فرا دست هستند حداقل به عقب نشینی و اداریم

این ها به علاوه ی هزاران آرزوی دیگر خواسته های ما هستند خواسته هایی که نه تنها با تغییر قوانین بلکه با ایجاد تحول در

نگرش ها ،رفتارها،عادت ها و سنت های کهنه قابل تحقق است .

همان طور که گفته شد یکی از عوامل مهم در نقش کم رنگ زنان ،فرهنگ مرد سالار مسلط بر جامعه است اما نباید فراموش کرد که عدم خودباوری ،کم کاری و بی توجهی خود زنان به این امور مزید بر علت است که بیشتر به این ذهنیت اشتباه بر می گردد که مسئله زنان را جدا از جامعه می بینند و حل شدن آن را جداگانه امکان پذیر تصور می کنند در حالیکه مسئله زنان مربوط و متصل به کل جامعه است و نمی توان آنرا جدا از دیگر مسائل جامعه فرض کرد پس حضور ومشارکت و جنبش ما زنان امری بسیار ضروری است و در واقع راه طولانی و سختی را در پیش دارد و باید شرایط نا مطلوب جامعه را که در آن عده ای اندک برای حفظ منافع خودشان با تضعییع حقوق انسان ها خصوصاٌ زنان به وجود آورده اند را تغییر دهند در این راه لازم است زنان افق دید خود را گسترده تر سازند و به خود باوری برسند و مسئله زنان را در کل جامعه تعریف کنند و با نفی دو گانه ی کاذب مرد سالار- زن سالار ، انسان سالاری را در جامعه و بلکه در تمام دنیا بر قرار سازند


به نام آنكه پروانه حيران اوست

حقوق زن

سهم ما از زندگي اين نيست! ما هم آدميم! ما هم حق داريم! ما هم به اندازه ديگران از زندگي سهم داريم!

چرا بقيه فكر مي كنند ما مظلوميم. چرا باید نسبت به حق و حقوقمان بی اطلاع باشیم و مورد اجحاف و تبعیض و نا برابری قرار داشته باشیم تفاوت بين مرد و زن كاملا طبيعي بوده و اين دليلي بر برتري يكي بر ديگري نيست واين تنها يك تناسب است ولي با اين حال هيچكس اين تناسب را نپذيرفته چرا بعضي ها انسانييت را مبنا قرار نميدهند و جنيسيت اين قدر برايشان مهم است!؟

اين همه كوته فكري و تحقيرو تبعيض نسبت به زن باعث شده كه همه به عنوان يك موجود ناتوان و حقير به او بنگرند و زن هميشه در محروميت به سربرد و هميشه مظلوم واقع شود و حقش به خاطر جهالت ديگران زير پا له شود.

زنان از همان ابتداي تاريخ بشر به علت روحيات لطيف ونداشتن توانائي هاي جسمي مثل مردان كمتر مورد توجه قرار ميگرفتند و حتي در يك دوره به خاطر جنسيتشان زنده به گور ميشدند. با اينكه قرنها ازآن دوران ميگذرد و ما در عصر پيشرفت و تكنولوژي به سر ميبريم بازهم سايه شوم اين تبعيض و تفاوت در بيشتر نقاط دنيا گسترده است به خصوص در كشورهاي جهان سوم (ايران).

درسیستان بلوچستان بيشترشاهد اين بي عدالتي هستيم كه اين خود ناشي از عقايد و سنتهاي كهنه حاكم بر مردم این استان است كه باز ريشه همه اينها بيسوادي است مردسالاري از دير باز در این استان بر زنان حاكم بوده و مردان هميشه به زنان به عنوان يك وسيله و شايد برده مينگريستند نه به عنوان يك انسان هم نوع و شريك زندگي !

رسم و رسوم غلط و تعصبات خشك و بيجا و ندادن حق انتخاب به دختران و ازدواجهاي تحميلي و جلوگيري از ادامه تحصيل دختران و جلوگيري از پيشرفت آنان در زمينه هاي مختلف دركل، همه اين مشكلات ناشي ازنا آگاهی و بيسوادي است كه مانع پيشرفت جامعه ما بوده و هست.

انتخاب همسر حق طبيعي زن و مرد است ولي متاسفانه دربيشتر نقاط این استان اين پدر و برادر دختر هستند كه براي اوهمسرانتخاب ميكنند بدون اينكه او را آدم حساب كنند و با او مشورت كنند و به خواسته و نظر او اهمييت بدهند. ما شاهد ازدواجهاي تحميلي زيادي در سنين كم بوده ايم كه دختران 13/14 ساله را، كه واقعا در اين سن بايد درس بخوانند و استعدادهاي خودراشكوفا كنند، به عقد پيرمردهاي 60 /70 ساله به عنوان زن سوم و چهارم در آورده اند. ملاك براي خانواده اين دختران فقط پول و ثروت و شهرت بوده است.

مواردي از رسم و رسوم غلط ديگر در رابطه با ازدواج در بلوچستان ناف بريدن نوزادان دختر و پسر هنگام تولد است كه خانواده ها بنا به خواست و آرزوی خودشان آن دو نوزاد را به نام هم ميكنند (با همدیگر نامزد میکنند). بدون اينكه واقع بينانه و روشن فكر كنند و اجازه بدهند كه فردا که خودشان بزرگ شدند حق انتخاب همسر را خودشان داشته باشند.

ديگر موارد از حقوق ضايع شده زنان عدم ادامه تحصيل آنهاست در بلوچستان چه بسيار دختراني با استعدادهاي فوق العاده هستند كه به خاطر تعصبات خشك و بيجاي خانواده از تحصيل و پيشرفت محروم ميشوند و بهترين سرمايه ها و استعدادها را در چهارديواري و كنج خانه تلف ميكنند و تمام خواسته هاي دختران را در وجودشان سركوب مي كنند چرا بايد در خانواده ها و در اجتماع اينقدر تبعيض و تفاوت باشد؟ چرا جنسيت مرد بر زن اينقدر برتري داشته باشد؟ چرا زنان بايد به خاطر ديگران ازآنچه را كه دوست دارند و واقعا حقشان است محروم باشند؟ چرا دراستان ما زنان بايد به عنوان عروسك و بازيچه در دستان مرد اسير باشند و بنا به خواست وميل مردان نفس بكشند و زندگي كنند؟ چرا ؟ چرا؟

چرا اينقدر جنسيت مهم است كه مردی به خاطر اينكه همسرش 3 بار پشت سر هم دختر به دنيا آورده او را به عنوان دخترزا بودنش طلاق دهد و زن ديگري را اختيار کند!؟

آیا اين اوج بي عدالتي نیست؟ چرا ما زنان درسرزمين آبا و اجدادی مان ، ، حق هيچ گونه پیشرفت را نداشته باشیم ؟ چرا در اجتماع نتوانیم حرف خودمان را بزنیم و از حق خودمان دفاع كنیم ؟ چرا مردم اين قدر با عقايد و سنت هاي كهنه و غلط رشد كرده اند بطوريكه خود زنان هم خودشان را باور ندارند؟ چرا يك زن بعد از تولد دختر نوزادش با ناراحتي بگويد 9 ماه سختي کشیدم آخرش هم دخترشد!؟

چرا بايد طرز تفكر اينقدر پايين باشد و تلقين و اثر پذيري منفي اينقدر بالا؟

چرا خود را از گرد و غبار اين جهالت نميتكانيم؟ چرا با اين افكار و عقايد كهنه مبارزه نميكنيم؟ چرا ميگذاريم ديگران سوء استفاده كنند؟ چرا می گزاریم فرصت ها از دست بروند چرا می گزاریم دیگران جای مارا بگیرند و چرا نتوانیم رئيس و معاون اين و آن مدرسه، اداره و سازمان موسسه و شركت بشویم ؟ وچرا بعضی در كنج خانه ها فقط شوهرداري و بچه داري كنند؟ چرا؟ آیا واقعا فكر ميكنيد كه زن فقط براي انجام وظايف خانه خلق شده؟

اگر شما واقعا خواهان کشور و استان مدرن و پيشرفته و آزاد هستید پس آزاد فكر كنيد. به زنان و دختران خود اجازه تحصیل بدهید تا همه با هم، مرد و زن، در کنار هم برای آزادی و آبادانی بلوچستان مبارزه کنیم. مطمئن باشید که با کنار گذاشتن نیمی از جمعیت یعنی زنان از صحنه نه توسعه به دست می آید و نه آبادانی میسر است.

مژگان ناروئي


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 13:30  توسط نارویی  | 



زندگی یک بهانه است تا تو اثبات کنی که چه کسی هستی


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 13:11  توسط نارویی  |